دسته: یادداشت

  • مطالبه و گلایه‌مندی اهالی فوتبال و فوتسال شهرستان فاریاب

    مطالبه و گلایه‌مندی اهالی فوتبال و فوتسال شهرستان فاریاب

    به گزارش فاریاب خبر،شهرستان فاریاب از ظرفیت‌ها و استعدادهای ارزشمندی در رشته‌های فوتبال و فوتسال برخوردار است؛ استعدادهایی که طی سال‌های اخیر، با وجود محدودیت امکانات و کمبود حمایت‌های مالی، افتخارات قابل‌توجهی برای شهرستان رقم زده‌اند.

    یکی از مربیان فوتبال و فوتسال شهرستان فاریاب در مصاحبه با ما، با اشاره به افتخارات ورزشی این شهرستان اظهار داشت:

    «فاریاب از استعدادهای بسیار خوبی در رشته‌های فوتبال و فوتسال برخوردار است. از جمله افتخارات در سال‌های اخیر، تیم فوتسال نوجوانان شهرستان موفق به کسب سهمیه کشوری شد، اما متأسفانه به دلیل نبود بودجه و حمایت مالی، امکان حضور در لیگ کشور فراهم نشد. همچنین تیم فوتسال جوانان عنوان نایب‌قهرمانی لیگ استان را کسب کرد و تیم فوتبال شهرستان نیز طی سال‌های اخیر در جمع چهار تیم برتر استان قرار گرفته است. این موفقیت‌ها نشان می‌دهد که جوانان فاریاب توانایی رقابت در سطوح بالاتر را دارند، اما برای تداوم این مسیر به حمایت جدی مسئولان نیازمندند.»

    با وجود چنین ظرفیت‌ها و سوابقی، جای تأمل و تأسف است که در مسابقات کنونی لیگ فوتبال استان، شهرستان‌های همجوار حضور دارند، اما شهرستان فاریاب با وجود استعدادهای فراوان و سابقه قابل‌توجه ورزشی، از حضور در این رقابت‌ها محروم مانده است.

    یکی از بازیکنان فعال تیم شهرستان نیز در گفت‌وگو با ما، با اشاره به مشکلات مالی تیم‌ها بیان کرد:

    «در مسابقات اخیر، بخش عمده‌ای از هزینه‌های تیم‌ها بر عهده خود بازیکنان بوده است؛ به‌طوری‌که برآورد ما نشان می‌دهد حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد هزینه‌های مربوط به تیم‌ها و حضور در مسابقات توسط خود بازیکنان تأمین شده است. این مسئله فشار مالی زیادی به ورزشکاران وارد می‌کند و ادامه فعالیت تیم‌ها را دشوار کرده است. انتظار داریم مسئولان حمایت بیشتری از تیم‌ها داشته باشند تا بازیکنان بتوانند بدون دغدغه‌های مالی، روی تمرین و مسابقه تمرکز کنند.»

    نکته قابل تأمل دیگر، ظرفیت اقتصادی شهرستان و وجود معادن متعدد در منطقه است. انتظار می‌رود با پیگیری مسئولان و تعامل با مجموعه‌های معدنی، از ظرفیت مسئولیت‌های اجتماعی و مشارکت قانونی این مجموعه‌ها برای حمایت از ورزشکاران، تیم‌های ورزشی و توسعه زیرساخت‌های ورزشی شهرستان استفاده شود.

    بر همین اساس، مطالبات جامعه فوتبال و فوتسال فاریاب عبارت‌اند از:

    حمایت مالی مستمر و هدفمند از تیم‌های فوتبال و فوتسال در رده‌های سنی مختلف

    فراهم‌سازی زمینه حضور نمایندگان شهرستان در مسابقات و لیگ‌های استانی و کشوری

    بهسازی، تجهیز و توسعه زمین‌های فوتبال و سالن‌های فوتسال و تأمین امکانات ضروری

    پیگیری تخصیص اعتبارات ورزشی و جلب مشارکت مجموعه‌های معدنی و اقتصادی شهرستان

    تدوین برنامه مشخص و عملی برای شناسایی، پرورش و حمایت از استعدادهای ورزشی جوانان

    از فرمانداری محترم، شهرداری، اداره ورزش و جوانان، سایر دستگاه‌های اجرایی مرتبط و نماینده محترم مردم شش شهرستان جنوبی استان کرمان، جناب آقای دکتر شکراللهی، انتظار می‌رود با توجه جدی به این مطالبات، در جهت رفع مشکلات موجود اقدامات مؤثر و قابل‌اندازه‌گیری انجام دهند.

    با احترام و قدردانی از زحمات مسئولان،انتظار می‌رود مسئولان محترم با ارائه پاسخ رسمی و شفاف، دلایل عدم حضور فاریاب در رقابت‌های کشوری فوتسال و رقابت های کنونی لیگ فوتبال استان، وضعیت حمایت‌های مالی و زیرساختی و برنامه‌های مشخص خود برای آینده ورزش شهرستان را اعلام کنند.

    شایسته نیست شهرستانی با این میزان استعداد، سابقه افتخارآفرینی و ظرفیت اقتصادی، به دلیل کمبود حمایت و امکانات، از فرصت حضور در رقابت‌های ورزشی محروم بماند.

    ورزش فاریاب نیازمند حمایت مقطعی و وعده‌های کوتاه‌مدت نیست؛ بلکه به برنامه‌ریزی، پشتوانه مالی پایدار، زیرساخت مناسب و عزم جدی برای تبدیل استعدادها به افتخارات ماندگار نیاز دارد.

    انتهای پیام./

  • تیزر چهارمین یادواره شهدای بخش هور

    تیزر چهارمین یادواره شهدای بخش هور

    به گزارش فاریاب خبر،به مناسبت پاسداشت مقام شامخ شهیدان والامقام، چهارمین یادواره شهدای بخش هور با حضور سخنرانان، مداحان و هنرمندان برگزار می‌گردد.

    سخنران: حجت‌الاسلام والمسلمین حاج‌آقا کلاته، مدیر گروه‌های تبلیغی حوزه‌های علمیه کشور

    مداح: حاج محمود بذری، از مداحان برجسته کشوری

    اجرای ویژه: آرزو جعفری، شرکت‌کننده برنامه عصر جدید

    مجری: جناب آقای مجید آزادی

    زمان: سه‌شنبه ۱۲ آبان‌ماه ۱۴۰۵، بعد از نماز مغرب و عشا

    مکان: هور زنجیری، مدرسه راهنمایی شهید مطهری

    در پایان، میهمان سفره پربرکت شهدا خواهیم بود.

    حضور گرم و معنوی شما مردم شریف و شهیدپرور، موجب پاسداشت یاد و خاطره شهدای گران‌قدر و تداوم راه پرافتخار آنان خواهد بود. ا

    انتهای پیام./

  • یادداشت رئیس سازمان بسیج مستضعفین  وقتی رسانه دیگر «پیوست جنگ» نیست؛ خودِ میدان جنگ است

    یادداشت رئیس سازمان بسیج مستضعفین وقتی رسانه دیگر «پیوست جنگ» نیست؛ خودِ میدان جنگ است

    حجت‌الاسلام والمسلمین «حسین طائب» رئیس سازمان بسیج مستضعفین:

    جنگ دیگر فقط در میدان‌های نظامی اتفاق نمی‌افتد. امروز میدان مواجهه، چندلایه و پیچیده است؛ میدان نظامی، دیپلماسی، اقتصاد، امنیت، اجتماع و البته رسانه. در چنین شرایطی، رسانه دیگر یک «پیوست جنگ» نیست؛ بلکه در متن جنگ قرار دارد.

     

    یک تصویر، یک خبر، یک روایت و حتی یک سکوت می‌تواند بر ادراک میلیون‌ها انسان اثر بگذارد و مسیر شکل‌گیری افکار عمومی را تغییر دهد. به همین دلیل، شاید یکی از مهم‌ترین واقعیت‌های میدان امروز این باشد که هرکس روایت خود را به‌موقع، دقیق و مؤثر ارائه کند، در شکل‌دهی به برداشت جامعه از واقعیت‌ها نقش تعیین‌کننده خواهد داشت.

     

    خبرنگار فقط ثبت‌کننده یک حادثه نیست؛ خبرنگار حافظ حافظه یک ملت است

     

    در جنگ‌ها و بحران‌های منطقه، از غزه و فلسطین تا لبنان، یمن، عراق و ایران، خبرنگارانی تلاش کرده‌اند آنچه در میدان رخ می‌دهد، در روایت رسانه‌های جهان نیز دیده شود. اگر تصویری ثبت نشود، روایتی گفته نشود و حقیقتی به‌موقع روایت نشود، میدان روایت در اختیار کسانی قرار می‌گیرد که می‌توانند واقعیت را آن‌گونه که می‌خواهند بازسازی کنند.

     

    از همین رو، جنگ امروز هم‌زمان در چند میدان جریان دارد؛ میدان نظامی، میدان دیپلماسی، میدان اقتصاد و میدان روایت.

     

    از «خبر» به «معنا»

     

    رسانه در جامعه امروز صرفاً وظیفه انتقال اطلاعات را بر عهده ندارد؛ بلکه در شکل‌دهی به جامعه‌ای کارآمد، آگاه و پیش‌رونده نیز نقش دارد.

     

    مفهوم «قول سدید» در قرآن، بر سخن محکم، درست و مسئولانه تأکید دارد؛ سخنی که بتواند هم تهدید را دفع کند و هم به جامعه عمق، آگاهی و توان حرکت بدهد.

     

    اینجاست که تفاوت میان خبررسانی و روایت‌سازی مسئولانه آشکار می‌شود.

     

    خبر می‌گوید چه اتفاقی افتاد؛ اما روایت می‌پرسد: چرا این اتفاق مهم است؟ چه معنایی دارد؟ چه درسی برای جامعه دارد و مردم در برابر آن چه نقشی دارند؟

     

    رسانه زمانی می‌تواند مأموریت واقعی خود را انجام دهد که از «خبر» به «معنا» برسد؛ واقعیت را کشف کند، آن را درست روایت کند، به جامعه یاری برساند و نسبت خود را با آن واقعیت بشناسد.

     

    در این نقطه، رسانه از یک ابزار اطلاع‌رسانی به یکی از عناصر تولید قدرت ملی تبدیل می‌شود.

     

    جنگی که فقط در میدان نظامی تعیین تکلیف نمی‌شود

     

    درگیری‌های اخیر نشان داده‌اند که جنگ دیگر صرفاً یک مواجهه نظامی نیست. طراحی‌ها و محاسبات دشمن، مجموعه‌ای از فشارهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی، رسانه‌ای و اجتماعی را در بر می‌گیرد.

     

    در چنین شرایطی، یکی از عوامل تعیین‌کننده در ناکامی طرح‌های دشمن، تنها توان نظامی نیست؛ انسجام اجتماعی، مقاومت مردم، عملکرد نیروهای مسلح و هماهنگی میان میدان، دیپلماسی و رسانه نیز در تعیین نتیجه نقش دارند.

     

    از همین منظر، هماهنگی میان رسانه، خیابان، میدان و دیپلماسی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند؛ هماهنگی‌ای که می‌تواند مانع از آن شود که روایت جنگ و حتی مسیر مذاکرات از اهداف و منافع ملی فاصله بگیرد.

     

    قدرت در میدان نظامی بدون قدرت اجتماعی پایدار نمی‌ماند و قدرت دیپلماسی نیز بدون پشتوانه اجتماعی و رسانه‌ای نمی‌تواند همه ظرفیت‌های خود را به میدان بیاورد.

     

    پساجنگ؛ جایی که روایت پیروزی آغاز می‌شود

     

    جنگ ممکن است در میدان نظامی متوقف شود، اما آثار آن در ذهن جامعه، اقتصاد، سیاست و رسانه ادامه پیدا می‌کند.

     

    پساجنگ، پایان روایت نیست؛ آغاز یک مرحله جدید از روایت است.

     

    جامعه باید بداند چه اتفاقی افتاده، چه هزینه‌هایی پرداخت شده، چه دستاوردهایی حاصل شده، چه ضعف‌هایی آشکار شده و مهم‌تر از همه، از این تجربه برای آینده چه باید آموخت.

     

    رسانه‌ای که فقط پایان جنگ را اعلام کند، بخشی از مأموریت خود را انجام داده است؛ اما رسانه‌ای که تجربه جنگ را به دانش، اعتماد، امید، انسجام و قدرت اجتماعی تبدیل کند، نقشی فراتر از خبررسانی ایفا کرده است.

     

    پساجنگ، عرصه‌ای برای تبیین، تحلیل و ساختن آینده است. اگر واقعیت‌های این دوره درست روایت نشوند، امکان دارد روایت‌های ناقص، تحریف‌شده یا ناامیدکننده جایگزین حقیقت شوند.

     

    میدان امروز فقط میدان جنگ نیست

     

    اگر جنگ امروز چندلایه است، مقابله با آن نیز فقط در مرزها اتفاق نمی‌افتد.

     

    رسانه در پساجنگ تنها «روایت‌کننده پیروزی» نیست؛ بلکه می‌تواند تولیدکننده اعتماد، امید، انسجام و قدرت ملی باشد.

     

    اما در کنار میدان جنگ و میدان روایت، میدان مهم دیگری نیز وجود دارد؛ میدان زندگی.

     

    امنیت ملی فقط در مرزها ساخته نمی‌شود. بخشی از امنیت کشور در خانه‌ها، کارخانه‌ها، مزارع، بازارها و در رفتار روزانه مردم شکل می‌گیرد.

     

    از همین منظر، مبارزه با قاچاق و ترویج فرهنگ صرفه‌جویی باید در شمار اولویت‌های مهم جامعه قرار گیرد.

     

    آب، برق، گاز، بنزین و گازوئیل فقط کالاهای مصرفی نیستند؛ بخشی از سرمایه و زیرساخت ملی‌اند. وقتی منابع محدودند و کشور با ناترازی انرژی مواجه است، اصلاح الگوی مصرف دیگر صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست.

     

    صرفه‌جویی یک رفتار اقتصادی و در عین حال یک کنش ملی است.

     

    مبارزه با قاچاق نیز تنها یک اقدام اقتصادی یا انتظامی نیست؛ اقدامی برای صیانت از منابع، تولید، اشتغال و امنیت اقتصادی کشور است.

     

    هر ایرانی؛ یک سنگر قدرت ملی

     

    در این میدان، نقش مردم نیز تغییر می‌کند.

     

    همه مردم قرار نیست خبرنگار باشند. همه قرار نیست در میدان نظامی حضور داشته باشند. همه دیپلمات نیستند؛ اما همه می‌توانند در ساخت قدرت ملی سهم داشته باشند.

     

    یک خبرنگار با روایت درست، یک معلم با تربیت نسلی مسئول، یک کشاورز با مدیریت آب، یک تولیدکننده با افزایش بهره‌وری، یک خانواده با اصلاح مصرف، یک دستگاه مسئول با مقابله با قاچاق و یک شهروند با حمایت از تولید، هرکدام بخشی از قدرت ملی را می‌سازند.

     

    قدرت ملی فقط حاصل تصمیم‌های بزرگ و اقدامات کلان نیست؛ حاصل جمع رفتارهای کوچک اما پیوسته میلیون‌ها انسان است.

     

    وقتی هر ایرانی بداند رفتار روزمره او می‌تواند بخشی از قدرت یا ضعف کشور را رقم بزند، مفهوم مشارکت در امنیت و اقتدار ملی از یک مفهوم انتزاعی به یک مسئولیت واقعی تبدیل می‌شود.

     

    رسانه؛ کارخانه تولید قدرت ملی

     

    اگر رسانه در متن جنگ قرار گرفته است، دیگر نمی‌توان مأموریت آن را به «تولید محتوا» محدود کرد.

     

    رسانه باید بتواند واقعیت را کشف کند، حقیقت را روایت کند، تحریف را آشکار سازد، ابهام را کاهش دهد، اعتماد ایجاد کند، امید واقعی بسازد، تجربه‌ها را به دانش تبدیل کند و جامعه را برای نقش‌آفرینی آماده سازد.

     

    این یعنی عبور از «خبر» به «روایت» و عبور از روایت به «جریان اجتماعی».

     

    رسانه‌ای که تنها خبر تولید می‌کند، بخشی از واقعیت را منتقل می‌کند؛ اما رسانه‌ای که بتواند میان واقعیت، تحلیل، اعتماد و کنش اجتماعی پیوند ایجاد کند، به یکی از زیرساخت‌های قدرت ملی تبدیل می‌شود.

     

    شاید بزرگ‌ترین میدان امروز، ذهن انسان‌ها باشد.

     

    در میدان نظامی، قدرت بازدارندگی اهمیت دارد؛ در میدان دیپلماسی، قدرت مذاکره؛ در میدان اقتصاد، قدرت تولید؛ در میدان انرژی، قدرت بهره‌وری؛ و در میدان رسانه، قدرت روایت.

     

    اما همه این قدرت‌ها در نهایت به یک نقطه می‌رسند: اعتماد مردم.

     

    اگر جامعه بداند، بفهمد، تحلیل کند و احساس کند که در سرنوشت کشور نقش دارد، قدرت ملی افزایش پیدا می‌کند.

     

    روایت آینده را چه کسی می‌نویسد؟

     

    یک پرسش اساسی پیش روی ماست:

     

    اگر ما روایت نکنیم، چه کسی روایت خواهد کرد؟

     

    اگر واقعیت‌های میدان را به‌موقع و درست روایت نکنیم، دیگران روایت خود را جایگزین آن خواهند کرد.

     

    اگر دستاوردها را تبیین نکنیم، دیگران آن را انکار خواهند کرد.

     

    اگر ضعف‌ها را صادقانه نبینیم، فرصت اصلاح از دست خواهد رفت.

     

    و اگر امید واقعی نسازیم، میدان را به روایت‌های ناامیدکننده واگذار خواهیم کرد.

     

    بنابراین، مأموریت رسانه امروز تنها این نیست که بگوید چه اتفاقی افتاده است؛ مأموریت بزرگ‌تر این است که به جامعه کمک کند بفهمد چه اتفاقی افتاد، چرا اتفاق افتاد، از آن چه آموختیم و از امروز به بعد چه باید بکنیم.

     

    رسانه باید همزمان سه مسئولیت را بر عهده بگیرد: واقعیت را تحریف نکند، حقیقت را به‌موقع روایت کند و جامعه را برای آینده آماده سازد.

     

    شاید آینده جنگ‌های بزرگ، نه فقط با موشک و اقتصاد و دیپلماسی، بلکه با روایت‌هایی که در ذهن ملت‌ها ماندگار می‌شوند، شکل بگیرد.

     

    درست در همین نقطه است که یک خبرنگار می‌تواند از «خبرنگار بودن» فراتر برود و به سازنده حافظه، معنا و قدرت یک ملت تبدیل شود.

     

    جنگ روایت‌ها ادامه دارد؛ اما آینده را کسانی می‌سازند که روایت درست را به حرکت اجتماعی تبدیل می‌کنند.

     

    انتهای خبر/م

  • پیام رهبر انقلاب، پایان روایت‌های نادرست

    به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری بوتیانیوز، بعد از انتشار پیام مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای درخصوص تفاهم اخیر اکنون بهتر می توان روایت های متعدد و متفاوت در این خصوص را ارزیابی کرد.

    به طور کلی سه روایت را می توان احصا کرد (که البته هریک طیفی از آرا متمایز را در بر می گیرد)

    روایت اول، روایت هماهنگی [با رهبری]

    در این روایت، «هماهنگی» معنایی فراتر از اطلاع و آگاهی القا می کند.
    روایتگران و روایت سازان در اینجا به دنبال القای این انگاره هستند که؛
    «رهبری با همه چیز موافق است»

    این روایت که از همان ابتدا نادرست می نمود اینک با این بیان رهبری که «بنده علی الاصول نظر دیگری داشتم» نادرستی اش تأیید شد.

    روایت دوم، روایت تحمیل [بر رهبری]

    در این روایت، آنچه که اتفاق افتاده است تحمیل بر رهبری دانسته می شود، حال آن که پیام اخیر رهبری، ناقض این روایت نیز هست؛ آنجا که رهبری، صدور اجازه را به ابراز تعهد و مسئولیت پذیری از جانب رئیس جمهور و اعضای شورای عالی امنیت ملی منوط می کنند این معنا را به خوبی متبادر می سازد که امروز رهبری انقلاب اسلامی تحمیل پذیر نیست.

     روایت سوم، روایت جفا [بر رهبری]

    در این روایت، هماهنگی به معنای «موافقت» رهبری رد می شود اما این ناهماهنگی به منزله انفعال و دور خوردن رهبری نیز نمی باشد.
    بلکه رهبری ضمن اشراف بر امور، مسائل را راهبری می کنند لکن برخی از مسئولین [به هر علتی] اهتمام لازم برای اجرای نظرات رهبری را ندارند، لذا رهبری می فرمایند «نظر دیگری داشتم».

    درنتیجه در این روایت چه کسانی که همه چیز را هماهنگ شده با رهبری و چه کسانی که همه چیز را تحمیل شده بر رهبری می دانند، در حق رهبری جفاکار دانسته می شوند.

    اما چند نکته دیگر
    اصول نادیده گرفته شده
    اصول نادیده گرفته شده کدامند؟
    این اصول به نفس مذاکره اشاره دارد یا شیوه مذاکره؟

    آنچه مشخص است در مقطع اخیر، رهبری انجام مذاکرات را پذیرفتند اما انجام آن را منوط به شروطی کردند که در تفاهم صورت گرفته به این شروط توجه نشد.
    در روزهای اخیر، دلسوزانی اشاره به ناهمخوانی تفاهم با شروط رهبری کرده بودند اما برخی تلاش کردند ایشان را با برچسب های نامناسب از میدان بیرون کنند.

    اسباب نگرانی

    در این میان آنچه که سبب نگرانی است؛ اینکه چه می شود نظر رهبری در غبارها گم می شود و آنچه نگرانی را مضاعف می کند اینکه برخی، بعد از نشست غبار همچنان بر همان مسیر گذشته اصرار کنند!!!

    میدان مغفول مانده

    در این ایام از میادین مختلف صحبت شد؛ میدان نظامی، میدان دیپلماسی و میدان شهر که همه این ها معطوف به تجاوز آمریکا علیه ایران است.

    میادین شهر و میدان نظامی در این صد و اندی روز ثابت کرده اند که گوش به فرمان رهبری هستند، اما میدان دیپلماسی باوجود تلاش فراوان،دلسوزی و حسن نظری که در آن بوده است؛ نتوانسته آنگونه که باید نظر رهبری را تأمین کند که این نقص برمی گردد به «خطای محاسباتی» برخی مسئولین و برخی قلم به دستانی همچون بنده که می طلبد زین پس همچون میادین شهر و میدان نظامی تلاش بیشتری در میدان فرمانبری از ولی امر داشته باشیم که از این لحظه ملت و رهبری «منتظر تحقق شروط گفته شده» خواهند بود و با حسن ظن تلاش های مسئولین امر را رصد می کنند.

     

    انتهای خبر/ تاج الدینی